Article first published in the program book of Les Ballets Persans <
October 2002 <
Read more about the author <

E-mail to the author <
 


آنکس که زنـدگـی و بـرازنـدگـی می آمـوزد،  بنـد گـی نمی آمـوزد
( مقدمه ای بر نخستين برنامهء سازمان بالهء ايران )
تالار سلطنتى سيرکوس استكهلم: ٧ اكتبر 

سازمان بالهء ملّی ايران   به عنوان يکی از معتبرترين نهادهای هنری و فرهنگی ، بسان بهاری ـ هر چند کوتاه ـ نقش بسزائی در معرفی ميراث فرهنگی ايران ايفا نمود و اينک جای خالی آن در طول تمامی سالهائی که از انحلالش می گذرد در عرصهء هنری ايران محسوس است . جای بسی خوشبختی است که زحمات و کوشش فراوان بنيانگذاران سازمان باله ملی در ايران از دست نرفته است، زيرا هر چند که اين نهاد مهم هنری بيش از بيست سال پيش تعطيل گرديد ولی نسل تازه ای از هنرمندان جوان اين رشته ، عصر تازه ای را در تاريخ هنر رقص ايران آغاز کرده اند . تأسيس سازمان نوپای باله ايران در سوئد نشان می دهد که تلاش های نسل گذشته حتی اعتلا نيز يافته و در قالبی نو ، انديشه ای نوين و کيفيتی برتر ادامه يافته است


بازسازی اين نهاد هنری در طول سالهای متمادی با مشکلات متعدد و بزرگی روبرو بوده است . اين ، همت بی نظير و خستگی ناپذير آقای نيما کيان بوده که امری ناممکن را ممکن ساخته است ، هرچند که گره بسياری از مشکلات ( هم از جهت محدوديت وجود نيروی انسانی و هم از جهت نبود سرمايه کافی بخاطر ابعاد بزرگ برنامه و شرايط سخت کاری ) هنوز ناگشوده است . برای دوام اين طرح هنری شايسته است که بر استقبال گستردهء مردمی و حمايت سازمان ها و بنيادهای فرهنگی تکيه شود . آنچه که بيش از هر چيز ديگر به اين طرح هنری اهميّتی شگفت و قابل تحسين می دهد ، اين است که با وجود انتخاب رقصندگان باله از کشورهای مختلف ، روح و هستهء اصلی همهء آثار برگزيده ، ايرانی ست . اگر چه باله ريشه در فرهنگ غرب دارد ، ولی استفاده از اين هنر و ترکيب آن با فرهنگ و هنر ايران مجموعهء زيبائی می سازد که توانِ به تصوير کشيدن فرهنگ غنی و چند هزار سالهء ايران را داراست.

ديرزمانی نيست که هنر رقص در جامعهء ايران به عنوان پديده ای ، "سبکسرانه" و " غير اخلاقی " تلقی می شد . هر چند که اين هنر شريف ، نقش مهم و سازنده ای در فرهنگ باستانی ايران داشته است

ريشهء رقص را می توان در اسطورهء چهارهزار سالهء ميترا يافت ، زمانی که اين هنر از آئين های دينی و مراسم رسمی درباری بوده است . اين پديدهء هنری در کنار تحولات تاريخی ديگر فراز و نشيب بسياری را پيموده است . با توجه به ممنوعيّت رقص در اسلام ، شايد اغراق آميز نباشد اگر بگوئيم که آنهمه خطوط رقصان و خروشان در مينياتورها و خط نگاری های ايرانی ، تجسم سرکوب شدهء رقص در فرهنگ ايران بعد از اسلام است
 
بازسازی " سازمان باله ملی ايران " بعنوان واقعه ای بزرگ در تاريخ هنر رقص ايران به ثبت خواهد رسيد . اين طرح هنری موجبات نزديکی هنرمندان ايران و جمهوری آذربايجان را فراهم کرده است . با اين اميد که پيوندهای بوجود آمده ، مستحکم تر و پايدارتر ، زمينهء همکاری های آينده را فراهم آورد و باعث معرفی و اعتلای فرهنگ مشترک دو کشور گردد . بی ترديد ، تنها عشق به ايران و همت پايدار هنرمند شايسته آقای " نيما کيان " بود که تا کنون توانسته است پرچم پرافتخار بابک خرّمدين را بر فراز کوهی از مشکلات و تنهائی ها برافراشته سازد و باعث اعتبار و اعتلای نام ايران و ايرانی در ابعاد بين المللی گردد . با اينهمه بجاست تا از زحمات و رنج های فراوان همهء کسانی که در تحقق بخشيدن به اين طرح هنری سهيم بوده اند و همچنين از سازمان ها و بنيادهای دولتی سوئد که با اعطای اعتبار ، اجرای پروژه را امکان پذير ساخته اند ستايش و تقدير شود .
رپرتوار نمايش بازگشائی سازمان باله ايران ، در چهاربخش ، هر يک چشم اندازی است از تاريخ ، فرهنگ ، عرفان و هنر ايران
:
در فلسفهء ايرانشهری ( پيش از اسلام ) پادشاهی ، با عدل ، داد و عشق به مردم آميخته است آنچنانکه در غياب اين سه خصلت ، " فرّه ايزدی " پادشاهان را ترک می گويد . نظامی گنجوی در "هفت پيکر" ( هفت گنبد ) با تکرار " هفت " به تقدس و اهميت عدد " هفت " در باورهای ايرانيان پيش از اسلام نظر دارد . بالهء "هفت پيکر" که با صحنهء شکارگاه آغاز می شود ، حديث عشق بهرام گور ساسانی به دختری بنام " شيدا " است ، امّا وزير بهرام شاه با آوردن هفت دختر از هفت پادشاه و هفت اقليم ، و اِسکان دادن آنان در هفت گنبد به هفت رنگ گوناگون ، کوشش می کند تا نگاه و نظرشاه را از " شيدا " ( سمبل مردم ) به سوی دختران هفتگانهء بيگانه بکشاند تا ضمن مشغول کردن شاه جوان در هفت روز هفته و جداکردن شاه از مردم ( شيدا )، باعث ظلم و بيداد گردد و بتدريج تخت و تاج شاهی را تصاحب کند
 
بدنبال پايداری و دلبستگی شاه به شيدا ( مردم ) در توطئه ای شوم ، وزير، شيدای عاشق را می کُشد ، ولی بزودی با آشکار شدن توطئه ، وزير نيز به مجازات مرگ می رسد ، امّا با قتل و در نبودنِ " شيدا " بهرام شاه را ديگر هوای پادشاهی در سر نيست و لذا از قدرت کناره می گيرد ، گوئی که 
بدون عشق ، پادشاهی به سامان نيست


بالهء هفت پيگر ساخته آهنگساز برجستهء آذربايجان کاراکارايف ، براساس سروده های حکيم نظامی گنجوی خلق شده است . اين مجموعه ، بی شک يکی از پايه های مستحکم ادبيات ايران و از مهم ترين سروده های ادب پارسی است . بالهء هفت پيکر بعنوان ترجمان نوينی از اين اثر ادبی ،می تواند چشمهء الهام بخشی برای آهنگسازان و طراحان رقص ما ـ در حال و آينده ـ باشد تا با استفاده از غنای شعری و هنری آن ، آثار تازه ای بيافرينند

بالهء " بابک " از سرگذشت حماسی بابک خُرمدين در قيام سرخ جامگان الهام گرفته شده و نمايانگر فداکاری ها ، سخت کوشی ها و ميهن دوستی اوست . اين قهرمان جوان که در برابر سلطه و سپاهيان خليفه عباسی برايران ( دراوائل قرن نهم ميلادی ) پايداری های فراوان کرد ، يکی از بارزترين چهره های محبوب ملّی و ميهنی است
فلسفه خُرمدينان ريشه در عقايد مساوات طلبانهء مزدک ، آئين های ميترائی و عقايد زرتشتی داشت که در آن ، شادی ( خُرّمی ) اميد و مبارزه ، ميهمان نوازی و خوش بينی نسبت به هستی ، جايگاه خاصی برخوردار است . قيام سرخ جامگان به رهبری بابک خرمدين پس از ٢٢ سال پايداری ، مبارزه و مقاومت اگر چه توسط يکی از نيرومندترين ارتش های آن روزگار ، سرکوب گرديد امّا نقش اجتماعی و نتايج سياسی اين قيام در تکامل تاريخی جامعهء ايران ، بی تأثير نبوده است . مرگ قهرمانهء بابک خُرمدين و شهامت بی نظير وی به هنگام شکنجه و اعدام ، به همهء دوستداران آزادی و عدالت اجتماعی آموخت

آنکس که زندگی و برازندگی می آموزد ، بندگی نمی آموزد


آکشين عليزاده با تلفيق موفق يک داستان حماسی در قالب باله به اين واقعهء تاريخی جلوه ای شگفت و هنرمندانه بخشيده است

باله "زن" تنظيم نيما کيان شامل سه قطعه است که موضوع اصلی آن ، زن ايرانی است . قطعه ء اوّل بنام "جدائی" بيانگر درد و رنجی است که او در طی قرون متمادی متحمل شده است . قطعه ء دوم در قالب رقص فولکلر ايرانی از خطّهء گيلان نمايانگر زيبائی زن ايرانی و زايائی اوست . قطعه ء سوم ، نشانگر تلاش جسورانهء زن برای بدست آوردن حقوق و آزادی های خود است 

عرفان و تصوف در طول قرن ها ، برجنبه های مختلف زندگی اجتماعی ـ فرهنگی ايرانيان تأثير گذاشته است . اعتقاد به انسان ـ خدائی ، همبستگی های انسانی ، مدارای مذهبی و اهميّت موسيقی و رقص ( غنا و سماع ) در عرفان ايرانی ، آموزه های اساسی اين طريقت را به باورها و آئين های ايران پيش از اسلام می رساند ، هم از اين روست که در طول تاريخ ايران بعد از اسلام ، طريقت ، ( عرفان ) همواره در مقابل " شريعت " ( مذهب ) و " تصوّف " همواره در برابر " تفقّه " قرار داشته است . مخالفت و ممنوعيت موسيقی و رقص ( غنا و سماع ) در اسلام و اهميّت اساسی آن در عرفان ايرانی ، يکی از جنبه های اساسی اين تفاوت و تقابل آئينی است

بالهء " بزم عاشقان " برپايهء رقص صوفيانه ( سماع ) ، جلوه و جنبه ای است از عرفان ايرانی که بنحو هنرمندانه و شور انگيزی تنظيم و تدوين شده است

همّت هنرمندان جوان ، پوياتر ، و حمايت دوستداران تاريخ و فرهنگ و هنر ايران و آذربايجان پاياتر باد

پاريس ٢٥ سپتامبر ٢٠٠٢
 

 

home | introduction | articles 

 


Copyright Dr. Ali Mirfetros

All Rights Reserved.
This material is the intellectual property of the author.
No part of this publication may be reproduced,
stored in a retrieval system, or transmitted,
in any form or by any means, without the
prior permission in writing of the author.